در روز شنبه هیجدهم آوریل، وبیناری با حضور جمعی از فعالان سیاسی و کنشگران حزب پادشاهی ایرانیان برگزار شد. در این وبینار بنیانگذاران حزب پادشاهی ایرانیان به همراه اعضا و فعالان، به ضرورت شکلگیری همبستگی و نقش آنها در گذار به آیندهای مبتنی بر دموکراسی، قانونمداری و حفظ منافع ملی ایران به بحث و تبادل نظر پرداختند.
این حزب فعالیت خود در بخش تقویت ساختار دموکراتیک، سازماندهی نیروهای سیاسی و ایفای نقش مؤثر در آینده و سرنوشت ایران در جایگاهی درست آغاز کرده و تلاش دارد در کنار فرمان شاهزاده رضا شاه دوم، در مسیر ایجاد حکمرانی مبتنی بر قانون و آزادی مدنی و حفظ یکپارچگی ملی ایران گام بردارد.
چنانکه دکتر سعید احمدی تشکیل این حزب را اقدامی ارزشمند در راستای استقرار دموکراسی در آینده ایران دانستند و در ابتدای صحبتهایشان، در خصوص تاریخچه سیاسی احزاب گوناگون در ایران و چگونگی تضعیف و دلایل ناپایدار بودن احزاب در دوران مشروطه تا پیش از سال ۱۳۵۷ و پس از آن تا به امروز، بخشبندی کردند و بر این عقیده بودند که احزاب در گذشته با چالشها و تجربیاتی مواجه بودند که دلایل آن مبنی بر تأثیر جریان فکری از جنبشهای سیاسی و کمونیستی صورت گرفته بود.
دکتر سعید احمدی در ادامه با اشاره به تضعیف احزاب در آستانه تحولات سال ۱۳۵۷، نبود احزاب مستقل و قدرتمند را یکی از عوامل مهم این رخداد دانست. ایشان بر این نکته تأکید دارند که برنامههای مبتنی بر فرهنگ سیاسی، آموزش مستمر، مدیریت سازمانیافته و مشارکت مردمی و دوری از فردمحوری و وابستگی به دولت و تکیه بر ساختارهای دموکراتیک و پایههای مردمی، نقش مؤثری بر داشتن حزبی پایدار و مردمی خواهد داشت.
در این وبینار دکتر اکرمی در خصوص بررسی امکان فروپاشی نظام جمهوری اسلامی بدون تخریب زیرساختهای ملی پرداخت و پیامدهای آسیب به صنایع و مراکز زیرساختی تولیدی کشور را هشداری جدی دانست. چنانکه در ادامه افزود، زیرساختهای حیاتی چون صنایع فولاد، انرژی و پتروشیمی نقش مهمی در توسعه و تداوم حیات اقتصادی ایران دارند و تخریب آنها حتی در شرایط گذار سیاسی جبرانناپذیر خواهد بود و تفکیک تغییر رژیم و نظام سیاسی ایران از حفظ توان تولید ملی زیرساختی جدا میباشد، چرا که این زیرساختها برای آینده ایران باید حفظ شوند.
در ادامه صحبتهای دکتر اکرمی، دکتر بابک سینا به ضرورت بهرهگیری از تجربههای گذشته برای عبور از آسیبپذیریهای اقتصادی و حرکت به سوی اقتدار آینده ایران تأکید کردند و شایستهسالاری، تصمیمگیری جمعی، ساختارمحوری و همچنین استفاده از کمیسیونهای تخصصی را از اصول اساسی عنوان نمودند و نیاز جامعه در خصوص حوزههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را مبنی بر تشکیل نهادهای کارشناسی برای تدوین برنامههای آینده کشور دانستند.
ایشان ایرانگرایی را نه یک احساس صرف یا ایدئولوژی وارداتی نام بردند، بلکه ایرانگرایی را ریشه در تاریخ و تمدن و فلسفه سیاسی بسیار ریشهدار معرفی کردند که بر ارزشهایی چون خرد، عدالت، هویت تاریخی فرهنگی، قانونمداری و استواری است. ایرانگرایی را نه یک جغرافیا بلکه یک حوزه تمدنی چند هزار ساله و ارزشمند، زنده و مستقل میدانند و در بین تمام سلسلهها، پهلوی را دوره مهم در روند توسعه و نوسازی ایران نام برده و ایرانگرایی را به عنوان یک رویکرد فرهنگی و تمدنی معرفی میکنند که هدف آن نه بازگشت به گذشته بلکه بازشناسی ارزشهایی مانند قانونمداری، شایستهسالاری و ارزشمندی انسانی در جهت ساخت آینده ایران میدانند.
در لابلای گفتگو در وبینار، به تغییر هویت فرهنگی ایرانیان در زمان ورود اسلام پس از فروپاشی ساسانی پرداختند و هویت ایرانی-اسلامی را دوره جدیدی از تاریخ ایران میدانند که فرهنگ ایرانی با وجود حفظ زبان و آیینها، دچار دگرگونی اسلامی شده است. تدریس و تأکید بر آموزش فرهنگ و هویت ایرانی از سطوح ابتدایی تا دانشگاه و نقش خانواده و جامعه در این فرآیند، تا تغییر فرهنگی تدریجی برای ساختار ایران در حوزه اخلاق و جهانبینی فرهنگی دور از اسلام مورد تأکید قرار گرفت.
در پایان، به تحلیل جریانهای مخالف جمهوری اسلامی در دو طیف اصلی، مخالفان سیاسی و جریانهای ایرانگرا پرداختند و بر این عقیده بودند که مخالفت با جمهوری اسلامی در پیوند با حفظ اقتدار ایران نه صرفاً رویارویی سیاسی تعریف میشود.
سخنرانیهای این هفته در وبینار حزب پادشاهی ایران بر محور ایرانگرایی، تاریخ حزب و آینده سیاسی ایران متمرکز بود و افراد تلاش نمودند تا به نقد ضعفهای ساختاری و وابستگیهای سیاسی بپردازند و بیشتر بر هویت تاریخی و باستانی ایران، تقویت افراد به عنوان شایستهسالاری، آموزش فرهنگی و همچنین ساختار حزبی با برنامه اولیه تأکید داشتند تا آینده ایران بر مبنای منافع ملی ترسیم شود.
پاینده ایران
جاوید شاه